الفيض الكاشاني

424

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

چكيده شود همهء دنيا از بوى گند آن مىميرند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گريان شد و جبرئيل نيز گريست ، خداوند فرشته‌اى به سوى آنها فرستاد و گفت : پروردگارتان به شما سلام مىرساند و مىفرمايد : من شما را مصونيّت داده‌ام از اين كه گناهى مرتكب شويد تا شما را بدان عذاب كنم » « 1 » . على عليه السّلام از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرموده است : « اين آتش شما يك جزء از هفتاد جزء آتش جهنّم است و هفتاد بار با آب خاموش شده است و اگر اين نبود آدمى نمىتوانست آن را به هنگامى كه شعله‌ور مىشود خاموش كند و آن را در روز قيامت مىآورند تا بر آتش دوزخ گذارده شود ، هيچ فرشتهء مقرّب و هيچ پيامبر مرسل نيست جز اين كه در آن روز از بيم فرياد جهنّم به زانو در مىآيد » « 2 » . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : در جهنّم براى متكبّران واديى است كه به آن سقر گفته مىشود ، و آن از شدّت گرماى خود به خدا شكايت كرد و اجازه خواست تا نفس كشد خدا به او اجازه داد ، وقتى نفس كشيد جهنّم سوخت » « 3 » . و نيز از آن حضرت روايت است كه : « در جهنّم مارهايى است همانند گردن شتران تنومند بختى . . . تا آخر حديث » « 4 » چنان كه غزّالى ذكر كرده است . غزّالى مىگويد : اكنون در گريه و ناله و دريغ و افسوس دوزخيان بينديش چه اين حالات در همان آغاز ديدار دوزخ بر آنها چيره مىشود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « در آن روز جهنّم با هفتاد هزار زمام آورده مىشود كه هر زمامى به دست هفتاد هزار فرشته است » « 5 » . از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرموده است : بر اهل آتش گريه را چيره مىكنند و آنان مىگريند تا اشك آنها تمام مىشود سپس خون مىگريند به طورى كه در صورتشان شكاف گونه‌هايى ديده مىشود كه اگر كشى به آنها فرستاده شود در آنها روان مىگردد » « 6 » آنها مادام كه در گريستن و ناليدن و دريغ و افسوس خوردن اجازه دارند به آن ادامه مىدهند چه اين

--> ( 1 ) تفسير علىّ بن ابراهيم ، ص 437 ، الاوسط طبرانى . ( 2 ) حسين بن سعيد اهوازى ، بحار ، ج 3 ، ص 376 ، تفسير على بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام نظير آن . ( 3 ) ثواب الأعمال ، ص 215 . ( 4 ) مسند احمد ، ج 4 ، ص 191 از حديث عبد اللّه بن حارث بن جزء . ( 5 ) صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 149 . ( 6 ) سنن ابن ماجه ، شماره 324 - م از حديث انس ؛ تفسير علىّ بن ابراهيم ، ص 344 .